ابراهيم عاملي ( موثق )

290

تفسير عاملي ( فارسي )

را مأمور دعوت مردم به اسلام مىكرد و چون آنها برمىگشتند اگر اموالى از جنگ مىآوردند مسلمانان مصرف آن مالها را مىپرسيدند اين آيه در جواب آنها است و مقصود از « انفال » آن گونه اموال است . عطا گفته است : مقصود از انفال آن مال است كه بىجنگ از كافران به دست مسلمانان مىرسيد مثل اسب و مانند آن . و نيز از عبد اللَّه عبّاس نقل شده است كه مقصود آن اموال است كه از غنائم جنگى بيفتد و باز ماند مانند زره و نيزه و غيره . روايت ديگر هست كه لباس و اسلحه و اسب آن كس كه كشته شود و اين اموال را قاتل او تصرّف كند انفال است و مال پيغمبر كه به هر كس مىخواست مىداد ، مجاهد گفته است : « انفال » اموال خمسى است كه پيغمبر مىگرفت ، و از امام باقر و صادق عليهما السّلام روايت شده است كه انفال چند چيز است : 1 - زمين خراب بىصاحب 2 - زمينى كه كافران خود جنگ نكرده تسليم كنند ، 3 - سر كوهها و كف رودخانه - ها و جنگلها و زمينهاى بيابان باير بىصاحب ، 4 - آنچه پادشاهان به عنوان اقطاع به اصطلاح تيول به اشخاص واگذار مىكنند به شرط اينكه به زور از مردم نگرفته باشند . 5 - اموال آن كه بميرد و وارث نداشته باشد ، 6 - آنچه از غنائم جنگى كه پيش از تقسيم بر لشكريان اختصاصى و نفاستى دارد نيز از انفال است مانند اسب قيمتى و لباسهاى گرانمايه و جواهر عالى و هر چه در ميان آن اموال منحصر است و پرارزش ، 7 - كليه ى غنائمى كه به دست آيد از جنگ بدون اجازه ى پيغمبر و يا نماينده ى او كه تمام اين هفت دسته اموال مختصّ به پيغمبر است و پس از آن حضرت با جانشين او و اگر جانشين او غايب بود كه مردم دسترس به او نداشتند براى آنها جايز است تصرّف در انفال . طبرى : عدّه اى گفته‌اند : حكم انفال و دستورى كه در اين آيه هست منسوخ است به وسيله ى آيت « وَاعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ » تا آخر . ولى حقّ آن است كه دليل بر نسخ آن نداريم و چون پيغمبر به موجب مصلحت وقت از انفال به آن كه صلاح مىدانست چيزى ميداد ، گاهى اساس مقتول را به قاتل مىداد گاهى پس از مراجعت